زندگی چیدن سیبی است ک باید چید و رفت
زنـــدگی تکرار پاییز اســــت کــه باید دیــــد و رفت
زنــــــــــدگی رودی اســـت جاری ، هرکـه آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت
قاصــــــد هـــم ایــن کـــولـــی خانــه بــه دوش
روزگار کوچــه گردیــهای خـود را زندگـی نامید و رفت



